معماری Zero Trust؛ چرا حضور در شبکه داخلی دیگر کافی نیست؟

در مدل‌های سنتی شبکه، معمولاً دستگاه یا کاربری که وارد شبکه داخلی می‌شد قابل‌اعتماد تلقی می‌گردید. اما با گسترش دورکاری، سرویس‌های ابری، تلفن‌های همراه، تجهیزات اینترنت اشیا و اتصال پیمانکاران، مرز مشخصی میان داخل و خارج شبکه باقی نمانده است.

معماری Zero Trust بر این اصل استوار است که هیچ کاربر، دستگاه یا سرویس نباید فقط به دلیل محل اتصال خود مورد اعتماد قرار گیرد. پیش از دسترسی به هر منبع، هویت کاربر، وضعیت دستگاه، سطح مجوز، نوع درخواست و شرایط امنیتی باید بررسی شود. NIST تأکید می‌کند که اعتماد ضمنی بر اساس حضور در شبکه داخلی یا مالکیت دستگاه نباید وجود داشته باشد و حفاظت باید بر خود منابع متمرکز شود.

اجرای Zero Trust به معنای خرید یک محصول خاص نیست. این معماری مجموعه‌ای از سیاست‌ها و فناوری‌هاست که به‌تدریج پیاده‌سازی می‌شود. شروع مناسب شامل تهیه فهرست کاربران، تجهیزات، نرم‌افزارها و داده‌های مهم است. سپس باید مشخص شود هر فرد دقیقاً به کدام منابع نیاز دارد.

استفاده از احراز هویت چندمرحله‌ای، محدودکردن سطح دسترسی، تقسیم‌بندی شبکه، ثبت رویدادها و بررسی سلامت دستگاه‌ها از اقدامات اصلی است. برای مثال، دوربین‌های مداربسته و تجهیزات شبکه نباید بدون محدودیت در همان شبکه رایانه‌های کاربران قرار گیرند.

مدل بلوغ Zero Trust سازمان CISA حوزه‌هایی مانند هویت، دستگاه‌ها، شبکه، برنامه‌ها و داده‌ها را در نظر می‌گیرد و پیشنهاد می‌کند سازمان‌ها به‌جای یک تغییر ناگهانی، مسیر مشخصی برای حرکت از وضعیت ابتدایی به وضعیت پیشرفته تعریف کنند.

موفقیت Zero Trust به کیفیت سیاست‌ها وابسته است. محدودیت بیش از حد می‌تواند کار کاربران را مختل کند و سیاست‌های بسیار باز نیز هدف امنیتی طرح را از بین می‌برد. بنابراین دسترسی‌ها باید بر اساس نیاز واقعی، ریسک و اطلاعات مستمر تنظیم شوند.

user1

دیدگاه بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیام *

نام